چند لغت در ادبیات کشف شد: / پاسخ نداشتن در مناظره = متانت/// دفاع از حق = بی ادبی/// افشای مفسد = فحشای کلام/// در کمال ارامش پاسخ دادن= پرخاشگری/// لرزیدن صدا = کمال خونسردی/// استفاده از کلمه چیز = تسلط بیان
نوشته شده در تاریخ 1388/04/1 توسط سبحان
باز هم تابستان...
فصل خوردن یخمک زیر آفتاب داغ...
فصل بالا رفتن از درخت گردو و افتادن روی زمین...!
فصل جیغ های مادرم وقتی سر تا پایم را رنگ توت مجنون میدید...!
فصل دوچرخه سواری،زخم شدن و خنده...
خنده هایی پاک از ته دل...
دلی زلال مثل باران...
و باران...
رویایم باریدنش بود...
چه زیبا بود تابستان کودکی هایم...
میدویدم و خسته نمیشدم...
دعوا میکردم و ناراحت نمیشدم...
قهر های لحظه ای...
بی کینه...
شاد شاد...
حتی گرمم هم نمیشد!
واقعا زیبا بود تابستان کودکی هایم...
راستی؛
کودکی ام کو؟
شکر...کودک درونم هنوز رشد نکرده...
و نشاطم میدهد...
تحرکم میبخشد برای ادامه راهی که در پیش دارم...
راهی طولانی...
شاید هم دشوار...
آری او هنوز هست...
نشاطم میدهد.
دوستش دارم...
نوشته شده در تاریخ 1388/04/1 توسط سبحان
دیروز آن شدم دیدم « میر حسین موسوی » آن هست
اسم مستعار ( nickname ) ایشون « چیز » هست :
سبحان : سلام آقا میرحسین
چیز : سلام
سبحان :خوبی؟
چیز : آره چیزم ، خوبم
سبحان : خانم رهنورد چطور هستن؟
چیز : ایشونم خوبن ، چیز میرسونن ، سلام میرسونن
سبحان : چند تا سؤال دارم بپرسم یا Busy هستی؟
چیز : نه بگو هستم
سبحان : چرا اومدی تو صحنه انتخابات ؟
چیز : آمده ام تا کرامت انسانها را پاس بدارم.
سبحان : چجوری؟ میشه توضیح بدی؟
چیز :آره ، ببین همونطور كه سال 64 كراوات ها رو از وسط قیچی می كردم .
سبحان : چه خوب ! دیگه چی؟
چیز : آمدهام تا مدافع آزادیهای مصرح در قانون اساسی باشم .
سبحان : آها واسه همینه انقدر به شورای نگهبان و قانون اساسی و وزارت كشور و ... احترام میگذاری؟
چیز : دقیقا
سبحان : الآن برنامه ات چیه واسه روزای آتی؟
چیز : كار خاصی قرار نیست بكنم یه زنگ میزنم به بچه های قلم میگم چند تا شایعه منتشر كنین بعد بیانیه صادر میكنم واسه فتنه انداختن تو جامعه . حوصله شورای نگهبان هم ندارم دعوت میكنه نمیرم ولش كن شورای نگهبان واسه خودش حرف میزنه .
سبحان : همین؟
چیز : نه ، كارای دیگه هم دارم كه باید با خاتمی و بروبچ بشینیم نقشه بكشیم فعلا همین.
سبحان : ممنون جواب سؤالامو دادی
چیز : خواهش میكنم . من سؤالای همه رو چیز میكنم . جواب میدم .
سبحان : بله ، همونطور كه بابت آوردن بازیگر به مستندتون به آقای احمدی نژاد جواب صریح و شفاف و قانع كننده دادید؟
چبر : چرا مسخره میكنی؟
سبحان : نه سؤال كردم .
چیز : خب ببین اون دیگه سیاست كاره ! دیدم محمود داره هی مچ میگیره گفتم اگه وارد بحث بشم محمدجون(خاتمی) پشت صحنه دعوام میكنه .
سبحان : میگم ، حالا چرا نماد تبلیغاتی ات رنگ سبز هست؟
چیز : آخه من سیدم ! این رنگ پرچم علی (ع) هست!
سبحان : پرچم عدل علی رو چرا هوادارات به سگشون میبستن؟ ببخشیدا آقا میرحسین آخه تو خیابون دیدم چندبار واسه همین پرسیدم .
چیز : من اومدم كه آزادی باشه واسه همین برام فرق نمیكنه خب یكی دوست داره به سگش ببنده
سبحان : اونوقت قداست سیادت از بین نمیره؟
چیز : نه بابا تو نگران اون نباش . بالاخره هرچی باشه ما 20 سال نشسته بودیم همه چیز زیر نظر داشتیم . بعضی از جوونا با این چیزا گول میخورن : عنوان كردن « سیادت » ، « آزادی » و ... .
سبحان : OK
سبحان : كاری نداری؟
چیز : نه برو ، فقط اینو به گوش اون محمود ... برسون كه تو این 4 سال ما بچه های اصلاحات پدرشو در میاریم .
سبحان : زرشك !!!!!!!! بای
نوشته شده در تاریخ 1388/04/1 توسط سبحان
خب این انتخابات هم به خیر و خوشی ( كه البته بعضی كاندیداها تلخش كردند ) تموم شد و بعد از حدود 1 ماه تبلیغات و میتینگ كاندیداها مردم ایران كاندیدای اصلح رو انتخاب كردند و البته بازار شایعات داغ است و متاسفانه تو كشور ما هم شایعه زیاد خریدار داره! بگذریم ... این انتخابات گذشت و دیگه نمیخوام راجع بهش صحبت كنم و برای كشورمون آرزوی پیشرفت و سربلندی دارم .
امتحانات نهایی ما 20 خرداد ( چهارشنبه) تموم شد و مسئولیت ما به عنوان دانش آموز در پایه دبیرستان به پایان رسید و از الآن دیگه شدیم داوطلب كنكور 89 و فكر و ذكر ما درس و تست و تلاشه . دیروز بعد از مدتها قفسه كتابهامو مرتب كردم و كتابای سال دوم و سوم رو جدا كردم و كتاب تست ها رو هم كنارشون گذاشتم . تا ان شاء الله با شروع تابستان با نظم مناسبی بتونم درس بخونم .
تو تابستون سه تا كلاس دارم : یكی زبان ( كه ترم بهار به خاطر امتحانات نرفتم ) ، یكی عربی ( پیش دانشگاهی ) و ادبیات ( كه مدرسمون میگذاره ) . بقیه دروس رو باید خودم تو خونه بخونم كه تصمیم دارم روزی دو درس بخونم و قصد دارم از دروس عمومی شروع كنم مثل دینی و زبان . این دروس رو در روزهای آینده به خواست خدا استارت میزنم .
بعد از دروس عمومی سراغ دروس اختصاصی میرم كه دو ذهنم دو دسته كردم : بعضی دروس كه تكی هستند و مستقل به حساب میان : روان شناسی ، اقتصاد ، منطق و دسته دیگه دروس پیوسته مثل : جامعه شناسی ، جغرافیا.
كه برای اونا فعلا برنامه نذاشتم چون سنگ بزرگ نشانه نزدنه . فعلا فكرم رو متمركز كردم رو زبان و دینی تا ان شاءالله برنامه درسیم رو به تدریج كامل كنم .
واسه تابستون برنامه ورزش هم در نظر دارم كه وزنم رو كم كنم
آخه به مانی قول دادم عین سال دوم لاغر بشم . در كنار درس و ورزش هم قصد دارم با كمك مهندس پشتكوهی برنامه نویسی #C رو شروع كنم . همونطور كه یكی از كارشناسان برنامه گزینه جوان میگفت باید تابستون 30 درصد مطالب مورد نیاز واسه كنكور رو یاد بگیریم پس با توكل بر خدا با یه برنامه مناسب سعی میكنم این مقدار رو بخونم تا درسای دوم و سوم تموم بشه.
نوشته شده در تاریخ 1388/03/24 توسط سبحان
تبلیغات

